|
روانشناسی -
عمومی
|
|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
سه شنبه, 28 آبان 1387 ساعت 10:26 |
|
عشق دو گونه است:
الف) عشقهاى مجازى و مادى
در اين گونه عشقها، همه شكوه و زيبايى در طريق وصال است و همين كه وصال حاصل شد، عشق مىميرد و جلال و عظمت خود را از دست مىدهد.
ب) عشق حقيقى و الهى
در چنين عشقى هم طريق وصال بسيار پر شكوه و زيبا است و هم خود وصال. افزون بر آن وصال در چنين عشقى مراتبى دارد و عارف و اصل، همچنان سالك مراتب عالى وصل است و وصال نهايى فناى مطلق است، كه در آن بنده يعنى، موجودى بىنهايت كوچك، در محبوب حقيقى- كه كمال مطلق است- فانى مىشود و حتى از فناى خويش نيز فانى مىشود و در آن مرتبه ديگر فردى نيست و هر چه هست او است. مانند قطرهاى كه در دريا مىافتد و با فنا شدن در اقيانوس، به اقيانوس تبديل مىشود. در اينجا ديگر عشق و عاشق و معشوق يكى است.
كه يكى هست و نيست جز او وحده لا اله الا هو
چگونه مىشود از عشق مجازى به عشق حقيقى رسيد؟
گرچه نمىتوان زمينهسازى عشق مجازى براى عشق حقيقى را منكر شد اما اين بحث اگر به درستى برداشت نشود، ممكن است بدآموزىهايى داشته باشد. سخن بعضى از عرفا در اين مورد به معناى اين است كه اگر كسى در عمر خود يك بار گرفتار عشق مجازى شد و احياناً همين شخص بعداً در مسير سلوك معنوى قرار گرفت، به جهت آشنايى با پديده عشق، زودتر از ديگران مىتواند عشق به خداوند متعال حاصل كند. اين مطلب گرچه نكتههايى دارد اما مورد قبول همه عارفان نيست و در روايات نيز چنين مطلبى ديده نمىشود و بر فرض صحّت آن، دليل جواز نگاه به نامحرم نمىباشد زيرا اولًا، عمل حرام هيچ گاه انسان را به خدا نزديك نمىكند و ثانياً عشق يك پديده اختيارى نيست تا با نگاه به نامحرم حاصل شود و ثالثاً، نگاه به نامحرم در بيشتر مردم توليد هوس مىكند نه توليد عشق و ميان اين دو بسيار فرق است. بنابراين نه تنها نگاه حرام، عشق به خدا را در دل زنده نمىكند بلكه عشق الهى را خاموش مىسازد و عجيب نيست كه هنگام نگاه به نامحرم و يا افتادن مهر او در دل شما، خداوند را فراموش مىكنيد زيرا محبت خدا با گناه قابل جمع نيست. البته دوست داشتن همسر بسيار خوب است و قابل جمع با محبت الهى است اما نگاه حرام و محبت به نامحرم و پروراندن محبت او در دل، قطعاً انسان را از حريم يار حقيقى دور مىكند. بنابراين لازم است به ظاهر شريعت پايبند باشيد تا شما را به باطن آن راه دهند. اگر كسى نتواند ظواهر را رعايت كند، قطعاً از باطن دين و معنويت آن بهره لازم را نخواهد برد. اما آن حديث امام صادق (ع) در ارتباط با بستن چشم و چشيدن لذت عبادت به اين معناست كه به كلى از نگاه به نامحرم خوددارى كنيد تا جايى كه محبت و خاطره او از دل و ضمير شما خارج شود، آن گاه زمينه مناسب براى چشيدن لذت عبادت به وجود مىآيد كه البته حضور قلب، ايجاد خشيت و احساس حضور در محضر خداوند متعال از لوازم ديگرى هستند كه لذت عبادت را بيشتر مىكنند و اين شيرينى عبادت يك دفعه حاصل نمىشود بلكه به تدريج و با استقامت در صراط مستقيم حاصل مىشود. ازدواج يك جوان مهمترين عامل حفظ ايمان از دستبرد شيطان و بهترين كمك براى توفيق در سلوك معنوى است كه اميدواريم آن را جدى بگيريد. پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: «من تزوج فقد احرز نصف دينه هر كس ازدواج كند نيمى از دين خود را حفظ كرده است». نكته ديگر آنكه اگر كسى فرضاً بخواهد از اين راه عشق را تجربه كند لازم نيست به سمت حرام برود مىتواند با عشق به پدر و مادر و يا يك عصمت معنوى و يا محارم ديگر اين مسير را طى نمايد.
دعا، در چه صورتي مستجاب ميشود؟
امام صادق (ع) مىفرمايد: دلهاى خويش را خوب وارسى كنيد ببينيد آيا دلتان پاك است يا در آن علاقه به غير خدا نيز وجود دارد، اگر در آن جز خدا نبود آنگاه هر چه خواستيد از خدا مسئلت كنيد كه خدا مىدهد، چون دعاى موحد مستجاب است و موحد كسى است كه در قلبش جز اعتقاد به حق چيزى راه نيافته باشد، امام (ع) مىفرمايد: «تَبحَّروا قُلوبَكم إِنْ أَنقاها الله من حَركة الواجس لَسخط شَىءٍ مِن صُنعه فَإِذا وَجدتمُوها كذلِكَ فَاسئلوه ما شِئتم»(1)
درهاى آسمان براى كفار و منافقان باز نمىشود «لا تفتح لهم أبواب السّماء»(2) مسئولين آسمان فرشتگانىاند كه خدا با وحى آنان را هدايت مىكند. «و أوحى فى كلّ سماءٍ أمرها»(3). در هر آسمان، امر مربوط به آن را خداى سبحان با وحى اعلام مىدارد. حال اين آسمان، ظاهرى دارد كه نورهاى ظاهرى در اوست و سرّ باطنى دارد كه نورهاى درونى در اوست.
اميرالمؤمنين (ع) در جواب اين سؤال كه بين زمين و آسمان چقدر فاصله است؟ هم به آسمان ظاهرى اشاره كرد و هم به آسمان باطنى فرمود: «بَين السَماء والأَرض مَدّ البَصر و دَعوة المَظلوم»(4). اگر كسى خواست دعا كند كه به باطن آسمان برسد و يقيناً مستجاب گردد، راهش اين است كه تمام علاقهها و اميدهايى كه به غير خدا تعلق گرفته قطع كند. به هر اندازه كه انسان موحّد است دعاى او مستجاب مىشود و خداى سبحان دعاى موحد را رد نمىكند و به اندازه توحيد او دعايش مستجاب است. حال اگر مظلومى چشم كمك به احدى نداشت، دعاى او يقيناً مستجاب است.
مظلوم دو قسم است اول ستم ديدهاى است كه احياناً به ديگران تكيه مىكند، دعاى او دعاى موحد نيست. دوم مظلومى كه دست او از همه جا كوتاه است و هيچ تكيهگاهى جز خدا ندارد كه به آن اعتماد كند و در صدد جبران برآيد. لذا طبق اين نقل امير المؤمنين (ع) فرمود فاصله بين زمين و باطن آسمان دعاى مظلوم است.
امام سجاد (ع) مىفرمايد: در واپسين دم حيات، پدرم حسين بن على (ع) آخرين وصيتى كه را پدرش به او فرموده بود بيان كرد كه پسرم «إِيّاك وَالظُلم من لا يجد عَليك ناصراً إِلّا الله(5) زنهار از ظلم و ستم بر كسى كه ياورى جز خدا ندارد]. همين معنا را امام سجاد به عنوان آخرين وصيت به امام باقر (ع) بيان فرمودند.
همه اقسام ستم بد است. ولى به مظلومى كه هيچ پناهگاهى جز خدا ندارد، ستم نكنيد كه دعاى او يقيناً مستجاب است.
لازم نيست انسان از همه امكانات محروم باشد تا موحّد شود بلكه انسان وقتى در دعا موحّد است كه خود را از همه امكانات محروم و آنها را بىاثر ببيند.
دعا بايد به جايى برسد كه فرمان از آنجا صادر مىشود. جاى صدور فرمان را «عرش» مىنامند. عرش، مقام فرماندهى و فرمانروايى خداى سبحان است. هم او كه مالك دنيا و آخرت است و با اين مقام جهان هستى را اداره مىكند. اينكه رسول خدا (ص) فرمود اگر يتيمى آزرده شد عرش خدا به لرزه در مىآيد(6)، قلبى كه در آن جز رضاى حق و احياى دين او چيز ديگرى نباشد قلب طاهر است.
رسول خدا در خطبه شعبانيه دستور فرمود كه: «فَاسئَلو اللهَ رَبَّكم بِنيّاتٍ صادقةٍ وقُلوبٍ طاهرة با انگيزه و نيّت صادقانه و دلى پاك و روحى وارسته از خدا مسئلت كنيد».
مقصود از قلب طاهر به فرموده امام صادق (ع) دلى است كه در آن خاطرهاى به جز خاطره «الله» نباشد(7)
امام حسن (ع) فرمود: «وَأَنا الضامن لِمَن لَم يَهجِس فى قَلبه إِلّا الرِّضا بِما قَضى الله أَن يَدْعوا الله فَيستجاب لَه»(8).
اگر كسى مواظب قلبش باشد تا هواجس و خاطراتى كه مورد رضاى خدا نيست، در آن خطور نكند، من ضامنم كه او مستجاب الدّعوة باشد.
امام صادق فرمود اگر خواستيد دعاى شما مستجاب شود ابتدا از غير خدا قطع اميد كرده و نااميد شويد، تا دلتان به هيچ قدرتى جز حق تكيه نكند، آنگاه دعا كنيد، يقيناً آن دعا مستجاب است(9)
خداى سبحان مىفرمايد: «أَمَّن يُجيبُ المُظطرِّ إِذا دَعاه ويَكشف السُوء» اله و رب آن است كه بتواند مضطر را اجابت كند و آنها كه قدرت اجابت مضطر را ندارند، اله نيستند. آن كس كه نظام آفرينش را آفريد، خداست و هم او مشكلات شما را حل مىكند.
آية الله جوادى آملى، حكمت عبادات
به نقل از سايت تبيان
پىنوشت
(1)) امالى شيخ مفيد، ص 67، مجلس 7، ح 1).
(2) اعراف/ 40.
(3) فصّلت/ 12
(4)) بحار 01/ 88)
(5) كافى 333/ 2/ ح 5
(6)) بحار 27/ 5)
(7)) كافى 2/ 16).
(8)) همان/ 67/ ح 11)
(9)) بحار 107/ 72/ ح 7).
http://www.tebyan-zn.ir/papers/subpapers.aspx?id=145&category=CF توجه : مطالب این سایت فاقد هرگونه جهت گیری سیاسی و اعتقادی خاص بوده و مطالب صرفا" جهت تنویر و توسعه افکار منتشر می گردد
لطفا" پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان نهید.
نشر و درج مطالب با ذکر نام سایت و منبع بلا مانع است
www.babakmaster.com
|