| داستان زندگی و همسر ابولحسن خرقانی |
| عرفان - معاشقه نامه | |||
| نوشته شده توسط Administrator | |||
| جمعه, 29 خرداد 1388 ساعت 12:28 | |||
|
معاشرت با دیگران، یکی از بهترین ابزارها برای تهذیب نفس و خودسازی استو بسیاری از کسانی که از نظر معنوی و عرفانی رشد کرده اند یکی از مهمترین عوامل موفقیت خود را تحمل زست کاریها و قدر نشناسیهای معاشران خود دانسته اند. در این زمینه داستان زندگی ابولحسن خرقانی خواندنی است. رفت درویشی زشهرطالقان بهرصیت الحسن خارقان ...چون به مقصد آمد از ره آن جوان خانه آن شاه را جست او نشان چون به صد حرمت بزد حلقه درش زن برون کرد از در خانه سرش که چه می خواهی بگو ای زوالکرم گفت بر قصد زیارت آمدم خنده زن که خه خه ریش بین این سفر گیری و این تشویق بین و او را بشدت مورد سرزنش قرار داد که چرا چنین سفری را متحمل شده است و تا آنجا که می توانست به آن مرد ناسزا گفت، از او بدگویی کرد و به او ریشخند زد. آن مرد، از رفتار همسر ابوالحسن خرقانی بسیار غمگین شد. در عین حال، از او تقاضا کرد که نشانی ابوالحسن را به او بدهد. زن نه تنها نشانی ابوالحسن را به او نداد؛ بلکه مصرانه از او خواست که به دیار خود برگردد و گول مردم فریبیها و کلاشی های ابوالحسن را نخورد. در عین حال، آن مرید از خواسته خود کوتاه نیامد و با خود گفت این راه دور را بی جهت متحمل نشده است و به هر قیمتی که باشد باید ابوالحسن را از نزدیک زیارت کنم: بعد از آن شد او از هر کسی شیخ را می جستع از هر سوبسی پس کسی گفتش که آن قطب دیار رفت تا هیزم کشد از کوهسار سپس آن مرید به قصد زیارت شیخ به سوی صحرا و کوهسار رفت، هرچند لین وسوسه را نمی توانست از خود دور کند: کین چنین زن را چرا این شیخ دین دارد اندر خانه یارو همنشین ضد را با ضد ایناس از کجا با اماالناس نسناس از کجا در این فکرو اندیشه بود که ناگهان دید شیخ ابولحسن خرقانی سوار بر یک شیر درنده می آید: اندرین بود او که شیخ نامدار زود پیش افتاد برشیری سوار شیر غران هیزمش را می کشید بر سر هیزم نشسته آن سعید تازیانش مار نر بود از شرف ما را بگرفته چون خرزن به کف سپس شیخ ابولحسن خرقانی دلایل موفقیت خود را برای آن مرید برشمرد و گفت: گرنه صبرم می کشیدی بار زن کی کشیدی شیر نر بیگار من مولوی نیز، در انتهای داستان، فلسفه ذکر قصه ابوالحسن خرقانی را اینگونه بیان می کند: بهر تو از پست کردم گفت و گو تا بسازی با رفیق زشت خو تا کشی خندان و خوش بار حرج از پی الصبر مفتاح الفرج چون بسازی با خسی ء این خسان گردی اندر نور سنتها رسان بنابراین، حتی اگر کسی می خواهد به مقامات معنوی برسد، معاشرت با مردم و تحمل بدرفتاریها و نامردیهای آنان یکی از راههای رشد معنوی است. توجه : مطالب این سایت فاقد هرگونه جهت گیری سیاسی و اعتقادی خاص بوده و مطالب صرفا" جهت تنویر و توسعه افکار منتشر می گردد لطفا" پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان نهید. نشر و درج مطالب با ذکر نام سایت و منبع بلا مانع است www.babakmaster.com
|